محمد مهريار

499

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

زيادتر شده جمعيت آن هم زيادتر است . « 1 » ظاهرا اين ديه معتبر جزء موقوفات مسجد شاه بوده است كه بعدها اولاد ظل السلطان آن را تصرف كردند و به ثبت رساندند اينك در دست خرده‌مالكان زارع است . « 2 » دربارهء جامعه‌شناسى و تاريخچهء محل در اينجا ما وارد نمىشويم همين‌قدر مىگوييم كه موقعيت آن در دهستان گركن سخت معتبر است و وقتى از دامنهء شاهكوه به آن بنگرى آن را ديهى مىبينى محفوف در درختستان ميانهء ديه آب‌نيل و پيربكران كه در اين ميانه خودنمايى مىكند . چون عمدهء مطلب آن واژه‌شناسى است به آن مىپردازيم . واژه‌شناسى : در تمام ايران فقط همين مدخل به اين نام موسوم است و اهميت آن بيشتر از اين باب ظاهر مىشود كه سابقا بزرگتر و معتبرتر بوده و به اين قرينه كم‌نظيرتر . از تركيب واژه‌شناسى از صورت ظاهر آن به معناى آن نمىشود پى برد ، ولى اگر آن را تجزيه كنيم چنين است « سهل + وان » . خود « سهل » يك واژهء عربى است به معناى آسان كه ابدا با ديه و محل اقامت سازگار نيست و بايد دنبال معناى ديگر آن گشت . حقيقت آنكه « سهل » صورت ديگرى از « سهر » و « شهر » است چون‌كه « سين » به « شين » و « ر » به « ل » سهل و آسان در گويشهاى مختلف تبديل مىشود . بنابراين « سهر » معادل « شهر » است و « وان » صورت ديگرى از « بان » است ( « و » و « ب » نيز بسيار به هم تبديل مىشوند ) . بنابراين معنا و صورت صحيح تطور نيافتهء اين كلمهء شهربان است و شهربان واژهء شناخته شده و با معنى فارسى است كه در دستگاه دولت ساسانى استعمالات بسيار داشته و اينك اين يادگار آن دستگاه است . با واژهء شهر در اطراف ايران صدها محل نامبردار مىباشد چنان كه شهرآباد ( رفسنجان ، زرند ، مشهد ، غيره و غيره ) و شهراسب ( آباده ) و شهران ( رودبار ) و غيره . چون اين دانسته شد اين موضوع را هم تذكر دهيم كه با واژهء سهل نيز در اطراف كشور امكنهء بسيار نامبردار مىباشد ، هرچند در اصفهان فقط يك سهل‌آباد ( مزرعه ) در دهستان برخوار داريم ، ولى به‌صورت سهل‌آباد ( بروجن ، بيرجند ، خلخال و غيره و غيره ) بسيار آمده است . سهل يك واژهء عربى است و نام ديه پارسى قرار نمىگيرد و اينك ما با شناخت نامواژهء سهلوان مىدانيم كه

--> ( 1 ) - در سال 1375 جمعيت اين ديه به 2590 نفر رسيده است . ( 2 ) - سرنوشت بسيارى موقوفات ديگر .